روانشناسی گشتالت (Gestalt Psychology) یک مکتب فکری است که بر این ایده متمرکز است که "کل از مجموع اجزای آن بزرگتر است" (The whole is greater than the sum of its parts). این نظریه بر این موضوع تأکید دارد که ذهن انسان تمایل دارد اطلاعات را به صورت الگوهای کامل و سازمان‌یافته درک کند، نه به عنوان قطعات مجزا.

اصول کلیدی روانشناسی گشتالت که در آزمون‌سازی زبان انگلیسی کاربرد دارند عبارتند از:

اصل کل‌نگری (Holism): این اصل بیان می‌کند که درک یک مفهوم یا متن به صورت کلی، مقدم بر درک اجزای آن است. در آزمون‌های زبان، این اصل در طراحی سوالاتی مانند "Cloze Test" (آزمون کلوز) بسیار کاربردی است. در آزمون کلوز، کلماتی از یک متن حذف می‌شوند و از آزمون‌دهنده خواسته می‌شود که با توجه به درک کلی از متن و روابط بین کلمات، جاهای خالی را پر کند.

اصل نزدیکی (Proximity): عناصری که به یکدیگر نزدیک‌تر هستند، به عنوان یک گروه درک می‌شوند. در آزمون‌سازی، این اصل می‌تواند در طراحی سوالات مربوط به درک مطلب (Reading Comprehension) مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال، جملات مرتبط با یکدیگر در یک پاراگراف قرار داده می‌شوند تا خواننده آن‌ها را به عنوان یک واحد معنادار درک کند. همچنین، در آزمون‌های شنیداری، اگر کلمات نزدیک به هم تلفظ شوند، مغز آن‌ها را به عنوان یک واحد در نظر می‌گیرد و این امر به درک بهتر معنی کمک می‌کند.

اصل شباهت (Similarity): عناصری که دارای ویژگی‌های مشابهی (مانند شکل، رنگ یا اندازه) هستند، به عنوان یک گروه درک می‌شوند. در آزمون‌سازی، می‌توان از این اصل برای گروه‌بندی سوالات مرتبط یا استفاده از فونت و قالب یکسان برای بخش‌های مختلف آزمون بهره برد تا آزمون‌دهنده به راحتی ساختار آزمون را تشخیص دهد.

اصل تکمیل (Closure): ذهن انسان تمایل دارد اشکال ناقص را به عنوان یک شکل کامل درک کند. در زبان، این اصل در توانایی ما برای درک جملات یا کلماتی که ناقص هستند یا بخش‌هایی از آن‌ها شنیده نمی‌شود، کاربرد دارد. در آزمون‌سازی، این اصل می‌تواند در طراحی سوالاتی که بخش‌هایی از یک کلمه یا عبارت حذف شده و آزمون‌دهنده باید آن را تکمیل کند، استفاده شود.

اصل شکل - زمینه (Figure - Ground): این اصل بیان می‌کند که ما درک خود را به دو بخش اصلی تقسیم می‌کنیم:

شکل (عنصر کانونی) و زمینه (پس‌زمینه). در آزمون‌های زبان، این اصل در توانایی آزمون‌دهنده برای تمرکز بر اطلاعات مهم (شکل) در مقابل اطلاعات غیرضروری و اضافی (زمینه) مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این مورد به ویژه در سوالات درک مطلب و شنیداری که شامل جزئیات زیاد هستند، اهمیت دارد.